21 آوریل 2023 - یک مطالعه ی جدید، ارتباط مثبتی را بین نسبت اسید اوریک به کلسترول لیپوپروتئین با چگالی بالا(UHR) ، و مساحت چربی احشایی (VFA) در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (T2DM) نشان می دهد.

بر اساس یافته های منتشر شده در ژورنال Diabetes, Metabolic Syndrome and Obesity، محققان پیشنهاد کردند که "افزایش نسبت اسید اوریک به کلسترول لیپوپروتئین با چگالی بالا، ممکن است یک معیار اضافی مناسب و ارزشمند برای ارزیابی خطر متابولیک در بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع 2 باشد.

چربی احشایی که در ناحیه ی شکم تجمع می یابد، با اختلال در متابولیک ارتباط دارد ومقاومت به انسولین(IR ) با آنالیز امپدانس بیوالکتریکی اندازه گیری می شود. وجود همزمان چاقی با دیابت شایع است، به ویژه چاقی احشایی، که باعث تشدید IR و تحریک بیماری های متابولیک می شود. تحقیقات زیادی برای ارزیابی سودمندی اندازه گیریVFA در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و به ویژه در مورد نسبت UA به HDL-C سرم (UHR) انجام نشده است. با این حال، یک شاخص ساده و آسان در مناطقی که از نظر منابع پزشکی با محدودیت هایی مواجه هستند، برای ارزیابی اولیه VFA و شناسایی دیابت نوع 2 مرتبط با چاقی احشایی، مورد نیاز است.

برای رفع این شکاف دانش، دکترHongping Sun  و همکارانش از دانشگاه پزشکی چینی نانجینگ در نانجینگ، در جمهوری خلق چین، ارتباط نسبت اسید اوریک بهHDL-C را با  مساحت چربی احشایی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، بررسی کردند.

برای این منظور، محققان افراد 18 تا 70 ساله با تشخیص دیابت نوع 2 را از مرکز ملی مدیریت متابولیک از سال 2020 تا 2022 انتخاب کردند. داده های پزشکی شرکت کنندگان شامل اندازه گیری های کلی، سابقه پزشکی، مساحت چربی زیر جلدی((SFA، مساحت چربی شکمی (VFA) و ضخامت انتیما مدیا کاروتید، جمع آوری شد. شرکت کنندگان بر اساس VFA به دو گروه : کمتر از100سانتی متر مربع(تعداد 100 نفر) و VFA مساوی یا بیش از 100 سانتی متر مربع(تعداد 109 نفر) تقسیم شدند.

یافته های این مطالعه به شرح زیر بود:

· در افرادی که مساحت چربی احشایی آنها مساوی یا بیش از 100سانتی متر مربع بود،در مقایسه با گروهی که چربی احشایی آنها کمتر از 100 سانتی متر مربع بود؛ وزن، قد، اندازه ی دور باسن (HC)، شاخص توده بدنی (BMI)، اندازه ی دور کمر(WC)، SFA، گلوکز پلاسمای ناشتا، انسولین ناشتا، پپتید C، HOMA-IR، اسید اوریک (UA)، آلانین ترانس آمیناز(ALT)، آسپارتات ترانس آمیناز، تری گلیسیرید(TG)، گاما-گلوتامین آسیل ترانسفراز(γ-GGT) و اندازه گیریUHR و کلسترولHDL-C ، بیشتری داشتند.

· تفاوت قابل توجهی بین گروه ها از نظر سن، فشار خون دیاستولیک، مدت دیابت، فشار خون سیستولیک، ضخامت انتیما مدیا کاروتید،، هموگلوبین گلیکوزیله، کلسترول لیپوپروتئین کم چگالی و کلسترول تام مشاهده نشد.

· همبستگی مثبتی بین UHR و قد، وزن، BMI، پپتید C، WC، γ-GGT، HC، ALT، UA  وTG  و همچنین بین VFA و این متغیرها مشاهده شد.

· هر دو VFA و UHR باHDL-C همبستگی منفی داشتند.

·  بین VFA و UHR و UA همبستگی مثبت و بین VFA و HDL-C همبستگی منفی مشاهده شد.

· رگرسیون گام به گام خطی چند متغیره، دور کمر، BMI، UHR، HC و SFA را به عنوان عوامل موثر برVFA ، شناسایی کرد.

محققان نوشتند: یافته‌های ما نشان داد که ارتباط مثبتی بین مقدار UHR بالاتر وVFA ، و UHR بالاتر به عنوان یک عامل تأثیرگذار بر VFA در بیماران دیابتی نوع 2 دیده می ‌شود. بنابراین، یک مقدارUHR  بالاتر، ممکن است ابزار مفیدی برای پیش ‌بینی خطر متابولیک بیشتر به عنوان شاخصی از تجمع چربی احشایی بیشتر باشد که اندازه‌ گیری راحت ‌تر و آسان ‌تری است.

منبع:

https://medicaldialogues.in/diabetes-endocrinology/news/increased-uric-acid-to-hdl-c-ratio-predicts-elevated-metabolic-risk-in-diabetes-patients-110202